ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

259

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

آنجا بودند . همگى در سر ميز نشسته مشغول صرف غذا شدند . پادشاه نزد صاحبى ايلچى آمده ، فرمود كه مسموع ما شد كه شما را صداعى عارض گرديده ، و امشب ارادهء آمدن به اينجا را از اين جهت نداشتيد ( و حقيقت هم داشت . صاحبى ايلچى را آن روز تكسر احوالى عارض شده بود و ارادهء رفتن به خانهء پادشاه نداشتند . مهمانداران اصرار زياد كرده و رفتند ) اما حال كه آمده‌ايد ، ما بسيار رضامند و خوشنود شديم ، و اميدواريم كه جناب بارى رفع صداع را از شما خواهد كرد . و ما بسيار خوشوقت هستيم كه امشب شما را در اينجا ملاقات كرديم . به زبان انگريزى پادشاه از اين مقوله اظهار تلطف و محبت كرد ، و تكليف به صرف غذا مىنمود . مادر و زن و كسان پادشاه ، نيز تعارفات مىنمودند ، تا اينكه غذا صرف گرديده ، از آنجا برخاستند و لحظه [ اى ] ديگر در آنجا توقف و معاودت نمودند و استراحت شد . يوم يكشنبهء چهاردهم ، لغايت چهارشنبهء هفدهم : امورات وقوعى اين است كه صاحبى ايلچى هر روزه پيغامات به گراف نسل‌رود مىنمودند ، كه ايام توقف ما در پتربورغ طول زيادى به هم رسانيده ، و لازم است كه شما در انجام مهام ما قرارى داده باشيد ، و او جواب مىداد كه دو سه يوم ديگر خود به منزل شما آمده ، آنچه شايد و بايد بناگذارى خواهيم نمود . روزها بسيارى از بزرگان و ايلچيان به ديدن صاحبى ايلچى مىآمدند و اظهار دوستى و تعارفات رسمى مىنمودند و صاحبى ايلچى گاهى به سوارى و گاهى به مطالعهء كتاب و درس مشق انگريزى مشغول بودند . روزى اوقات صرف تحرير عرايض و نوشتجات نمودند كه به مصحوب كريل انفاد دولت عليهء ايران كرده باشند . ديگر امرى كه تحرير آن لازم باشد واقع نبود . يوم پنجشنبهء هجدهم : روز خاج‌شويان روس بود . اين روز پادشاه و عموم خلق در سر رودخانهء بزرگ جمع مىشوند و خاج را در آب انداخته مىشويند و به جاى خود مىبرند ، چون قاعده اين است كه تمام بزرگان و ايلچيان و جنرال‌ها و مطلق سواره و پيادهء سپاه و عموم خلق در [ جلو ] خانهء پادشاه رفته از آنجا به سر رودخانه رفته باشند . پادشاه ايشيك‌آقاسى باشى خود را نزد صاحبى ايلچى فرستاد كه اين روز بايد شما سوار گرديده ، نزد ما آمده باشيد . صاحبى ايلچى به نحو خواهش پادشاه با همراهان و ايتام در نهايت آراستگى سوار و درب خانهء پادشاه رفتند . به ورود آنجا پادشاه و قسطنتين برادرش كه به جهت همين فقره ، در شب پيش از ولايت ليه به پتربورغ آمده ، كه دو سه يوم توقف و بعد روانه شود . تمامى بزرگان و ايلچيان كه سوار بر اسبها بودند و درب خانهء پادشاه توقف داشتند . با صاحبى ايلچى انواع و اقسام رأفت و تعارف مبذول داشتند ، در آنجا ملاحظه شد كه به‌قدر پنجاه هزار سوار كواردى و پيادهء سالدات ، پولك‌پولك و دسته‌به‌دسته به نظام تمام ايستاده ، و در اطراف ميدان درب خانهء پادشاه پشت‌برپشت يكديگر صف كشيده‌اند . جميع بزرگان و سران سپاه و عمله‌جات پادشاهى و برادران او نيز سوار گرديده ، با پادشاه در اطراف جوانب آنها گردش نموده ، نظام مىدهند و ساير خلق پتربورغ عموما ذكور و اناث در